مقالهٔ استاد جلیل ضیاءپور، با عنوان «آریاها و چگونگی مهاجرت آنها به فلات ایران»، مندرج در مجلهٔ هنر و مردم، شمارهٔ ۸۱، صص ۷ تا ۱۳، تیر ۱۳۴۸.

هیئت عمومی یک آریایی هندی – تختجمشید
برخی از محققان، اقامتگاه اصلی آریاها را، اروپا و جمعی، آسیا و در شمال سیبری میدانستند.
باستانشناسان و زمینشناسان (که یافتهها و دریافتهای آنان معتبرترین زمینه برای شناسایی مردم هر سامان است) صالحترین کسانی هستند که دربارهٔ چگونگی اوضاع، سخن مناسبتر و درستتر میتوانند ایراد کرد. از اینرو، برای آشنایی به وضع آریاها، از نظریات ایشان کمک میگیریم.
اکثر محققان، مهاجران آریایی را «هند و اروپایی» مینامند. ولی هنری فیلد Henry Field در کتاب خود «مردمشناسی ایران» تحت عنوان «فهرست قبایل و گروههای نژادی» نوشته است: کلمهٔ آریان به طور دقیق فقط قابل اطلاق به گروه هند و ایرانی است «نه هند و اروپایی».
دربارهٔ آریاها، اصل مرافعه ابتدا بر سر نقطهٔ اصلی مهاجرت این قوم بوده است.
برخی، اقامتگاه اصلی آریاها را در اروپا میدانستند و جمعی در آسیا (شمال سیبری) میگفتند.

نمونهٔ یک چهرهٔ هند و آریایی – بلخی – تختجمشید
اینک، اکثر محققان، بنا بر دلایلی، نقطهٔ مهاجرت را همان شمال سیبری میدانند، و اروپا را به کلی کنار نهادهاند.
هنری فیلد و سایکس Sykes هر دو به نقل از محققان، موطن اصلی آریاها را بیابانهای وسیع شمال خراسان و دشتهای جنوب روسیه ذکر میکنند.
و در کتاب «تاریخ ملل قدیم آسیای غربی» تحت عنوان «منشأ اقوام هند و اروپایی» آورده شده: که وجود لهجههای هند و اروپایی در پارهای از نقاط ترکستان چین (که تا قرون نهم و دهم میلادی برقرار بوده) عدهای را معتقد کرده است: که مرکز اقوام هند و اروپایی در ترکستان چین یا ترکستان روس بوده است.
و لهجههای «تخاری» در «تورفان، و قرهشهر، و کوچا» و لهجهٔ ایرانی شرقی در «کاشغر و ختن» مخصوص بقایای این اقوام است (که در سرزمین اصلی خویش باقی ماندهاند).
این نظر، با زمینههای دیگری که در دست است، برای قبول اینکه: زادگاه و مقر اصلی آریاها، آسیا بوده است شبههای باقی نمیگذارد.
ولی در این موضوع: که مهاجران، از راه آسیای میانه یا قفقاز، مناطق هند و ایران را اشغال کردهاند، هر یک نظری دادهاند.

هیئت عمومی قوم آریایی معروف (به مادی) – تختجمشید
ریچارد ن. فرای Richard N. Frye نوشته است:
چنین مینماید که آریاها به سرزمین بینالنهرین از راه کوهستانهای شرقی آمده باشند. فقط روشن نیست که ایشان از کدام سوی شمال فلات ایران وارد آنجا شدهاند (از راه قفقاز یا آسیای میانه، یا هر دو) ولی محتمل است که از راه آسیای میانه آمده باشند (میراث باستانی ایران صفحهٔ ۳۷).
دربارهٔ علت و چگونگی مهاجرت آریاها، در تاریخ ملل قدیم آسیای غربی، به نقل از محققان آمده است:
که در اواخر عهد چهارم، سیبری از اروپا جدا بود. وسیلهٔ این جدایی، وجود دریاچهٔ بزرگ آرال و خزر، و بقایای یخچالهای روس و اسکاندیناوی، و همچنین یخچالهای ایران و آلتایی بود.
به محض اینکه خشکی باتلاقهای آرال – خزر، و ذوب یخچالهای اورال و هندوکش شروع شد، و هوای سیبری رو به سردی نهاد، این اقوام به مهاجرت پرداختند، و دستهدسته به جانب روسیه و مغرب، و یا به طرف ایران حرکت کردند.

نمونهٔ یک چهرهٔ آریایی از قوم پارس – تختجمشید
سرپرسی سایکس، در این باره نظری جامع و آگاهی بیشتری، تحت عنوان «سرزمین اصلی آریانها» داده و نوشته است:
از مسائلی که زمینهٔ اختلاف عظیم است، جای طوایف آریان است (که از کجا و از چه نقطهای خارج شدهاند).
و اضافه کرده است:
بدیهی است که قرائن و دلایلی طبیعی برای کشف این حقیقت وجود دارد. این قوم، به یقین در زمینی ساکن بودهاند که آب و هوای بری داشته است، و چنانکه پیداست، دو یا سه فصل را بیشتر ندیده بوده و نداشتهاند.
از لغت ایشان پیداست: که ساکن زمینهای جلگهای بوده، و کوه و جنگل نداشتهاند.
این قوم، روایاتی دارند، که علت مهاجرت ایشان را روشن میکند، و میگویند: عامل شر، محل آنان را یخبندان و غیرقابل سکونت کرده است (شاید، معنی این حرف این باشد: که به واسطهٔ تغییر آب و هوا مجبور به تغییر مکان شدهاند).
در داستانهای ویژهٔ خود (وندیداد) به یک منزل از دست داده (ایران وَ اِ ج) اشاره کردهاند.
و چون به علت سرما مجبور به مهاجرت از آنجا شدهاند، به «سوغده» و «مورو» رفتهاند (که اینک، اولی «بخارا» و دومی «مرو» خوانده میشود).
سپس، به واسطهٔ ملخ، و دشمنان، مجبور شدهاند سوغده را ترک کنند و به «باخذی» کشور بلند رایت بروند (باخذی، بعدها بلخ نامیده شد).
و از بلخ به «نیسایه» و از آنجا به «هرایْوَ» (هرات) و «وایْکَرْت» (کابل) رفتند (و این زمین اخیر را بدسایه وصف کردهاند).
هنری فیلد به نقل از «ویلسون» Arnold Wilson نوشته است: که در حدود دوهزار سال پیش از میلاد، بادیهنشینهای آریاییزبان شمالی (در شرق روسیه) ساکنین اصلی و بومی فلات ایران را در خود مستهلک کردند.
و به نقل از «هرتسفلد» Herzfeld نوشته است: که اولین گروه آریایی (که مهاجرت کردند) هند و آریایی، و سپس ایرانیان، و پس از آنها، سکاها بودند (که پس از دورهٔ کوتاهی)، از راه ارتفاعات نزدیک «سرخس» در سمت هرات، وارد فلات ایران شدند.
و به نقل از «ویلیام وُرل» William Worrel نوشته است: که حملهٔ آریانها از شمال شرقی، و به علت خشکسالی و ازدیاد جمعیت بود، و از ایران به بینالنهرین رفتند. و این امر، کمی بعد از سال دوهزار پیش از میلاد صورت گرفت. و پس از آنکه زمانی در ترکستان و ایران مستقر شدند، شاخهای (که آریان نامیده میشود) به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه در ایران ماندند، و گروه دیگر (هندیها) به هند رفتند و با «دراویدیها» مخلوط شدند.
تقریباً در همان زمان، رؤسای آریایی «میتانی» در ارمنستان استقرار یافتند، و در اواسط قرن هجدهم پیش از میلاد، سلسلهٔ آریایی «کاسی» بابل را تصرف کردند.
هنری فیلد، دربارهٔ زمان جدایی هند و ایرانی نوشته است: که تا سال یکهزار و سیصد و پنجاه پیش از میلاد هنوز عناصر ایرانی و هندی قوم آریان، از هم جدا نشده بودند (مردمشناسی ایران، صفحهٔ ۷۱۵).
گیرشمن Ghirshman نوشته است: واقعهای که در تاریخ آسیای غربی (طی هزارهٔ دوم پیش از میلاد) مهم مینماید، ظهور عناصری از اصل هند و اروپایی است که زادگاه خود را (به اغلب احتمال – دشتهای اوراسی – Eurasique که در روسیهٔ جنوبی است) بر اثر فشار اقوام دیگر، ترک کردند، و در طی مهاجرت، ظاهراً به دو دستهٔ بزرگ تقسیم شدند: دستهٔ غربی و شرقی.
دستهای که آن را غربی مینامیم، دریای سیاه را دور زدند، و پس از عبور از بالکان و بسفر، در داخل آسیای صغیر نفوذ کردند، و به زودی عنصر غالب و مسلط را تشکیل دادند، و اتحادیهٔ «ختیها یا هتیها» Hittites را به وجود آوردند.
دستهٔ شرقی (که به نام هند و ایرانی معروف است) دو قسمت شدند: یک قسمت آن به سوی شرق دریای خزر حرکت کردند، و قسمت دیگر، به سوی غرب خزر به راه افتادند.
بخش عمدهٔ آن قسمت که مشرق دریای خزر را پیش گرفتند، تدریجاً از ماوراءالنهر و جیحون (آمودریای کنونی) عبور کردند و پس از توقف کوتاهی در دشت بلخ، از معابر هندوکش بالا رفتند، و جادهٔ باستانی مهاجمان را به سوی هند تعقیب نمودند، و در طول «پندیشیر» Pandi-shir و رودهای کابل فرود آمدند.
قسمت دیگر شعبهٔ شرقی (که راه مغرب دریای خزر را پیش گرفتند) از قفقاز عبور نمودند، و تا انحنای عظیم شط فرات سرازیر شدند.
این عده (که ظاهراً بیشترشان از افراد جنگجو بودند) با «هوریان» بومی مخلوط شدند، و پادشاهی «میتانی» را تشکیل دادند، و سلطنت خود را نهتنها در بینالنهرین شمالی توسعه دادند، بلکه آشور را محدود کردند، و با الحاق درههای زاگروس شمالی (مسکن قوم گوتی) به قسمت خود، قدرت خود را تثبیت کردند.
بهترین دوران پادشاهی این قوم، در حدود یکهزار و چهارصد و پنجاه پیش از میلاد بود.
از همین سواران جنگجو، دستهای در طول چینخوردگیهای مرکزی کوهستانهای زاگروس به سوی جنوب شرقی به حرکت درآمدند و با ممالک «اورارتو، بینالنهرین، و ایلام» برخوردند. مردم این ممالک، از قرنها (یا هزاران سال) پیش بر اثر زندگی خانهنشینی، فرهنگی وسیع داشتند.

نمونهٔ هیئت عمومی و چهرهٔ سکایی معروف به سکاهای تیزخود از اقوام شمالی – تختجمشید

هیئت عمومی سوغدیها
ایرانیان، طی چهار قرن بعد، قوم بومی و اصلی را مستهلک کردند، و تمدن مخصوص خود را بر روی تمدن مزبور (فرهنگ همسایه) بنا نهادند.
گیرشمن نوشته است: نفوذ ایرانیان در فلات، در آغاز هزارهٔ اول پیش از میلاد، به وضعی جز مهاجمهٔ نخستینبار (در هزار سال پیش) بود: مهاجمان، به زور و با امواج متوالی وارد شدند، و ظاهراً همان دو جادهٔ قبلی را (که در نخستین مهاجمه طی کرده بودند «قفقاز و ماوراءالنهر») اینبار نیز طی کردند.
شعبهٔ شرقی ایرانیان، اینبار (مهاجمهٔ اخیر) نمیتوانستند از ماوراءالنهر به سوی جنوب هندوکش گسترده شوند. زیرا همهٔ نواحی «رخج و پنجاب» قبلاً به وسیلهٔ هندوایرانی قبلی (هندوان آینده) در مهاجمههای پیشین اشغال شده بود. از اینرو مجبور بودند به سوی مغرب (فلات ایران) و در طول جادهٔ طبیعی (که از بلخ به سوی قلب ایران پیش میرفت) حرکت کنند.
دربارهٔ ورود آخرین دستههای ایرانی (مادها) پرسی سایکس به نقل از نظر محققان نوشته است: عقیده بر این است که قوم «ماد» از جنوب روسیه مهاجرت کردند و به قسمت غربی فلات ایران دست بردند.
شعبهٔ دیگر آخرین دستههای ایرانی (پارسها) از بیابانهای شمالی خراسان وارد مشرق ایران شدهاند، و از ناحیهٔ کرمان گذشته فارس را مسکن خود قرار دادند.
به دنبال پارسها، کارمانیان آمدند و در کرمان سکونت کردند.
درانژیان (یا، درانگیان یا زرانکیان) و آراخوزیان در جنوب افغانستان ماندند.
گدروزیان، در شمال بلوچستان اقامت کردند.
هیرکانیان، در پشت سر این دستهها ناحیهٔ استرآباد (گرگان کنونی) را برای سکونت اختیار کردند.
به عقیدهٔ دمورگان، هجوم آریاها به «باکتریا» دوهزار و پانصد سال پیش از میلاد اتفاق افتاده است، و قوم ماد، در حدود دوهزار سال پیش از میلاد، به شمال غربی ایران رو نهادهاند.